السيد الطباطبائي

50

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب ( طبع قديم ) ( فارسى )

جوعى كرده و در كار تهيّهء اسباب زندگى به قدر كفاف و ضرورت باشد براى آنست كه محبوب ازلى خواستار حيات اوست و الاّ قدمى از قدم براى تحقّق حيات اين نشأه برنمىداشت . البتّه اين خواست در مقابل خواست خدا طولى خواهد بود نه عرضى ، و بر همين اساس ديگر سالك حقّ ندارد طالب كشف و كرامات بوده ، عملى براى تحقّق آن انجام دهد يا براى طىّ الأرض و اخبار از مغيبات و اطّلاع بر ضماير و اسرار و تصرّف در موادّ كاينات ذكرى بگويد و رياضتى بكشد و براى استكمال و بروز قواى نفسانى به اىّ وجه و صورة عملى انجام دهد زيرا چنين كسى در راه رضاى محبوب قدم برنمىدارد ، خداى را عبادت نكرده و مخلص نخواهد بود بلكه نفس خود را معبود خود ساخته و براى برآورده شدن حاجات او و تحقّق پذيرفتن استعدادات او گام مىزند گرچه لفظا بدين منكر اعتراف نكند و ظاهرا تمام عبادتش را براى خدا انجام دهد . چنين شخصى به نصّ كريمهء شريفهء : أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ « 1 » ، هواى خود را معبود خود ساخته و خواسته‌هاى نفسانى خود را مىپرستد . سالك بايد از اين مرحله عبور كند و نفس خود را كه دم از انانيّت مىزند ترك بگويد . و سيأتي الكلام فيه ان شاء الله تعالى . « 2 »

--> ( 1 ) - آيهء 23 ، از سورهء 45 : جاثيه : [ آيا ديدى آن كسى را كه هواى نفس خود را معبود خويش ساخته است ] ؟ ( 2 ) - [ و به زودى به خواست خداى متعال در اين زمينه گفتگو خواهد شد ] .